معنای «میزان» در «المیزان»
9 بازدید
موضوع: تفسیر

بسم الله الرحمن الرحیم

معنای «میزان» در المیزان

علیرضا محمدی فرد

درباره معنای این واژه چند سؤال مهم مطرح است، که با پاسخ به آنها ابهامها برطرف شده، معنای آن آشکار می‌‌شود:

1ـ چرا گاه این واژه به صورت جمع (موازین) آمده است؟

2ـ احتمال دارد «موازین» جمع «میزان»، که اسم آلت و وسیله سنجش است (ترازو)، یا جمع «موزون»، به معنای «ما یوزَن» (آنچه وزن میشود؛ که همان عمل است)، باشد؛[1] در این آیه کدام مراد است؟

3ـ اگر موازین، جمع میزان به معنای ترازو باشد، این ترازو از چه جنسی است و ویژگیهای آن چیست؟

4ـ در آیات صحبت از سنگینی و سبکی موازین است، و تعیین سنگینی و سبگی مستلزم وزن کردن اعمال است؛ حال سؤال این است که اعمال انسان با چه معیاری وزن میشوند؟

5ـ مراد از سنگینی و سبکی موازین چیست؟

مفسّران پاسخهای متفاوتی به این پرسشها دادهاند و در نتیجه تفاسیر مختلفی از آیات ارائه شده است. در این نوشته کوتاه، به توضیح یکی از تفسیرها که توسط مفسّر بزرگ شیعه، علامه طباطبایی، در المیزان ارائه شده بسنده میکنیم.[2]

ایشان در ذیل تفسیر آیات 8 و 9 سوره اعراف، که عبارت «ثقلت موازینه» و «خفت موازینه» تکرار شده است، توضیح مفصّلی دارند که سخن ایشان را در قالب چند مقدمه و یک نتیجه در اینجا می‌‌آوریم و بر سوره قارعه تطبیق می‌‌کنیم:

مقدمه اول: معیار سنجش و میزان در حقیقت آن وزنه و ثقلی است که در کفه ترازو قرار میگیرد، و مقدار سنگینی اشیاء را با آن میسنجند، نه خود ترازو؛ ولی در کاربردهای عرفی، تسامحا به خود آن دستگاهی که متشکل از ابزارهایی است و در یک کفهاش وزنه قرار میگیرد و در کفه دیگرش اشیایی که باید وزن شوند، «میزان» یا همان ترازو اطلاق میشود.

مقدمه دوم: خداوند در چندین آیه از قرآن، بحث سنگینی و سبکی اعمال را مطرح کرده است،[3] ولی در همه آنها اعمال نیک را موجب سنگینی میزان و اعمال بد را موجب سبکی میزان دانسته است؛ این بدان معناست که سنگینی فقط مختص به حسنات است و سبکی مختص به سیّئات. به عبارت دیگر، اعمال نیک دارای وزن و سنگینی هستند و اعمال بد، هیچ وزن و سنگینی ندارند، بلکه فقط از سنگینی میزان میکاهند. بنابراین هر عملی که دارای سنگینی باشد، مقبول است و انسان را مستحق ورود به بهشت میکند.

مقدمه چهارم: طبق آیه «وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَق..» (سوره اعراف، آیه 8)، سنگینی و ثقل، که بودنش در عمل انسان موجب مقبول بودن آن است، همان «حق» است. از طرفی در مقدمه اول بیان شد که در واقع میزان یا معیار سنجش، وزنه است نه خود ترازو؛ بنابراین مراد از میزان در این آیات، حق است که وزنه است و اعمال با آن سنجیده میشوند.

مقدمه پنجم: میزان در اعمال مختلف، متفاوت است و به همین خاطر هر عملی، معیار سنجش خاص خود را دارد. به عنوان نمونه، میتوان گفت در نماز یک میزان خاصی هست که نمازهای خواندهشده انسانها با آن سنجیده میشود، و آن میزان، «نماز حق» است (یعنی نمازی که دارای تمام شرایط صحت است). در مورد روزه، خمس و دیگر اعمال نیز، یک حق و معیار سنجش خاص آن عمل وجود دارد. بنابراین هر عملی که از انسان سر میزند، به مقداری که از حق، در آن عمل باشد، سنگینی دارد و مقبول است.

نتیجه: موازین جمع میزان، به معنای معیار سنجش است، نه موزون. و مراد از «من ثقلت موازینه * فهو فی عیشة راضیة» این است که هرکس حقهایش (میزان‌هایش) سنگین باشد، اهل بهشت است. مراد از «حقهایش» همان «اعمال حق» (اعمالی که حق در آنها هست) می‌باشد؛ یعنی هرکس اعمالش مطابق با حق باشد، میزانش سنگین خواهد بود، و وارد بهشت میشود. و در مقابل هرکس اعمالش مطابق با حق نباشد، میزانش وزنی ندارد و جایگاهش دوزخ است (و أما من خفت موازینه * فأمه هاویة).

با این توضیح روشن شد که دلیل جمع آمدن «موازین» چیست؟ به این دلیل است که تنوع اعمال آدمی ایجاب میکند که هر کدام را با میزانی بسنجند و هر عملی، میزان حق خود را دارد و با آن سنجش میشود. (ر.ک: المیزان، ج 8، ص 10 - 14)‌‌


[1] . ر.ک: کشاف، ج 4، ص 790؛ مفاتیح الغیب، ج 32، ص 267.

[2] . قابل توجه است که این نظر، مورد توجه محققان معاصر قرار گرفته و بسیاری آن را بهترین و مناسبترین تفسیر برای این آیات میدانند.

[3] . ن.ک: سوره اعراف، آیات 8 و 9؛ سوره مؤمنون، آیه 103؛ سوره قارعه، آیات 6-9.