مودت اهل بيت، اجر رسالت
86 بازدید
موضوع: تفسیر


بسم الله الرحمن الرحیم

مودت اهل بيت، اجر رسالت

با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات

شبهه‌ای درباره آیه مودت (قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّالْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى...) در برخی کتاب‌ها مطرح شده که مناسب دیدماشکال و جواب را به صورت مختصر بیاورم.[1]

اشکال:

مودت اهل بيت نه می‌تواند اجر رسالت باشد و نه به منزل‍ه آن؛ زيرا صريح آيات قرآن درباره پيامبران يا خود پيامبر اكرم(ص) اين است كه هر نوع اجر براي پيامبران فقط بر عهده خداوند است، چنانكه در سوره هود، آيه29 مي‌فرمايد: (وَ يا قَوْمِ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مالاً إِنْ أَجرِيَ إِلاَّ عَلَى اللَّه). بنابراین اینکه شیعه آیه مودترا به عنوان اجر رسالت می‌داند صحیح نیست وگرنه میان آیات قرآن تعارض خواهد بود.

پاسخ اول

مسئله درخواست اجر توسط پيامبر اكرم(ص) و ديگر انبياء الاهي در آيات متعددي از قرآن كريم مطرح شده است. براي رسيدن به پاسخي مناسب، اين آيات را به صورت زير تقسيم بندي مي‌كنيم:

الف)آياتي كه بيانگر نفي درخواست اجر از مردم است:

آيه90سوره انعام: (أُولئِكَ الَّذينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ قُلْ لاأَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرى‏ لِلْعالَمينَ)؛

آيه104 سوره يوسف: (وَ ما تَسْئَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌلِلْعالَمينَ)؛

آيه 86سوره ص: (قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَالْمُتَكَلِّفينَ).

ب)آياتي كه علاون بر نفي درخواست اجر از مردم به اين مطلب اشاره شده است كه اجر پيامبران تنها بر عهده خداوند است:

آيه 29سوره هود: (وَ يا قَوْمِ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مالاً إِنْ أَجرِيَ إِلاَّعَلَى اللَّه)؛

آيه 51سوره هود: (يا قَوْمِ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّعَلَى الَّذي فَطَرَني‏ أَ فَلا تَعْقِلُونَ)؛

آيه 72سوره‌ يونس: (إِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَإِلاَّ عَلَى اللَّهِ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمينَ)؛

آيات109، 121، 145، 164 و 180 سوره شعراء: (وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى‏ رَبِّ الْعالَمينَ).

ج)آياتي كه بيانگر درخواست اجر از مردم است:

آيه 23سوره شوري: (قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّالْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فيهاحُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ)؛

آيه 57سوره فرقان: (قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّمَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبيلاً).


د) آيه‌اي كه مقصود پيامبر از درخواست اجر از مردم را بيان مي‌كند:

آيه 47سوره سبأ: (قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّعَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهيدٌ).

توضيح

 در دسته اول از آيات، پيامبران الاهي درخواست اجر و مزد از مردم را در مقابل تبليغ و دعوت، نفي كرده‌اند؛ زيرا ايشان از جانبخداوند مأمور به تبليغ دين الاهي هستند و اين كار بر ايشان واجب است و درخواست اجردر مقابل امر واجب بي معني است. و هدف پيامبران از اين تعبير اين است كه مردم،ايشان را متهم به اين نكنند كه دعوت خود را بهانه كرده‌اند براي رسيدن به مال و يا رياست.

    در گروه دوم از آيات، پيامبران الاهي با جمله«إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ» و نظير آن، كلام خود را کامل كرده‌اند، تاكسي به ايشان ايراد نكند كه اين ادعاي شما، يعني توقع نداشتن اجر و مزد، قابل قبول نيست؛ چون هيچ انسان عاقلي بدون هدف كار نمي‌كند. جمله مذكور جلوي اين ايراد راگرفته، مي‌فهماند كه پیامبران بدون هدف نيستند و بدون مزد كار نمي‌کنند، ولي مزد ایشان بر عهده خداوند است نه مردم. بنابراين كلام پيامبران الاهي اشاره به اين دارد كه وقتي شما مي‌بينيد ما انگيزه مادي نداريم و طلب هيچ امر مادي از شما نكرده‌ايم، و مي‌دانيدكه هيچ انسان عاقلي بدون انگيزه كاري انجام نمي‌دهد، پس بايد بدانيد كه محرك الاهي و معنوي است كه ما را به اين كار (انذار از عذاب الاهي) واداشته است نه امور مادي؛پس بايد مردم تشويق شوند به اينكه دعوت ايشان را اجابت كنند.

    خداوند در آيات دسته سوم [بر خلاف آيات قبل]، اجري براي پيامبر اكرم(ص) معين كرده است كه آن اجر در آيه مورد بحث ما يعني «قُلْلا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏» عبارت است از «مودت نسبت به اقرباي آن جناب».

و در نهایت آيه 47 سوره سبأ (قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ...) ـ كه آن را در تقسيم‌بندي، در دسته چهارم از آيات برشمرديم ـ بيان‌گر وي‍‍‍ژگي‌هاي اجري است كه در دسته‌ي سوم از آيات به آن اشاره شد. و اين ويژگي‌ها عبارتند از اين كه:پاداشي كه من از شما خواسته‌ام مطلقاً چيزي نيست كه نفعش عايد من شود بلكه صد درصد به سود خود شما است و چيزي است كه راه شما را به سوي خدا هموار مي‌سازد.

جمع بين مفاد آيات

    در مقام جمع بين آيات مي‌توان گفت: پاداشي كه به عنوان «مودت قربي» از مردم خواسته شده، غير از پاداشي است كه پيامبر(ص) آن را تنهابر عهده خدا مي‌داند؛ پيامبر(ص) پاداشي را كه به نفع مردم است و نتيجه آن به خودايشان باز مي‌گردد، از مردم مطالبه كرده است كه وسيله سعادت خود مردم است.  به عبارت ديگر اين پاداش به ظاهر پاداش است ولي اگر درون آن را بشكافيم، سود آن به خود مردم باز مي‌گردد، و چنين اجري جز مودت قربي نمي‌تواند باشد؛ زيرا مودت بستگان رسول گرامي اگرچه به ظاهر به نفع پيامبر است ولي نتيجه آن به خود مردم باز مي‌گردد،چون اهل بيت پيامبر «ثقل اصغر»اند و مانند كتاب خدا مايهي رستگاري هستند. ولي اجرواقعي پيامبر(ص) كه مربوط به خود او باشد، تنها بر عهده خدا است؛ و چون چنين پاداشي در دنیا به پيامبر و ديگر انبيا داده نشده است، طبيعتاً مقصود همان درجات اخروی است

بنابراین مفاد آيات مذكور، منافاتي با يكديگر ندارند؛ زيرا مراد از اجري كه در برخي آيات نفي شده بود، اجري است كه براي خود پيامبر(ص) است و سود آن به خود پيامبر مي‌رسد كه اين اجر بر عهده خداست، و اجري كه در برخي آيات از مردم خواسته شده است اجري است كه نفعش به خود مردم مي‌رسد و هيچ سودي براي پيامبر(ص) ندارد و در واقع اجري براي پيامبر نيست.

پاسخ دوم


    برخي نیز اشكال مذكور را به گونه ديگري پاسخ گفته‌اند؛ از جمله فخر رازي در تفسير خود و شيخ مفيد در كتاب شرح عقايد صدوق

آیت الله سبحانی در كتاب «تفسير صحيح آيات مشكله» به نقل از شيخ مفيد آورده است:«استثنا در جمله «إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى» استثناي متصل نيست، بلكهاستثناي منقطع است و معناي آن اين است: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراًلكن اُلزمكم الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى و اسئلكموها». طبق اين بيان آيه مورد بحث دارايدو جمله مستقل است. و در قرآن استثناي منقطع زياد است، مانند آيه «إِذْ قُلْنالِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليس». در اشعار بلغا وسخنوران عرب نيز استثناي منقطع به كار مي‌رود».

فخررازي نيز بعد از اشکال به ادعای شیعه، در تفسير خود همين وجه را به عنوان احتمال ذكر كرده، مي‌گويد: «در اينصورت «مودت قربي» انگار در لفظ، اجر است ولي [در واقع] اصلا اجر نيست.

عليرضا محمدي فرد     9/4/94(سیزدهم ماه مبارک رمضان)

فهرست منابع

رازى،فخرالدين، التفسير الکبير(مفاتيح الغيب)، ج 27، چ 3، دار احياء التراث العربي، بيروت،1420 ق.

سبحاني،جعفر، تفسير صحيح آيات مشكله، چ3، ص 27.

شريفيلاهيجي، محمد بن على، تفسير شريف لاهيجي، ج 3، چ 11، دفتر نشر داد، تهران، 1373 ش.

طباطبايي،محمد حسين، الميزان، ج 16، چ 5، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميهقم‏، قم، 1417 ق.

طباطبايي،محمد حسين، الميزان ، مترجم: سيد محمد باقر، موسوي همداني، ج 18، چ 5،1417 ق.

طبرسي،فضل بن حسن، مجمع البيان، ج 20، چ 1، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372 ش.

مکارمشيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج 18 و 20، چ 1، دار الكتب الاسلاميه، تهران، 1374 ش.

فيضكاشاني، ملا محسن، ‏تفسير صافي، ج 4، چ 2، انتشارات الصدر، تهران، 1415 ق.

قرائتي،محسن، تفسير نور، ج 9، چ 15، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن‏، تهران 1383 ش.


[1] . با توجه به اینکه این مطلبقبلا نوشته شده بود و در آن موقع نیاز به ذکر آدرس دقیق مطالب در ذیل هر مطلبنداشتم، منابع استفاده شده در انتهای مطالب آورده می‌شود. از اینکه فرصت نکردمدوباره رجوع کنم و آدرس دقیق مطالب را ذکر کنم پیشاپیش معذرت می‌خواهم.